السيد محمد محسن الطهراني

60

حريم قدس (فارسى)

دور مىافكنيد و از دستورات او سرپيچى مىكنيد ؟ يا اينكه در اين مسأله به حكم عقل عمل نموده ، و به دستورات طبيب چه مسلمان و يا غير مسلمان ، همينقدر كه وثوق و اعتماد به صحّت عمل و حذاقت او پيدا نموديد عمل مىنمائيد ؟ ديگر سخن سخيف و باطل مكتب تفكيك آنست كه واردات قلبيّه و مكاشفات روحانيّه و نوريّهء اصحاب معرفت و شهود را انكار ، و آن را از حيّز حجّيت و دلالت خارج نموده‌اند . شكّى نيست كه سالك در سير تكاملى خود پيوسته از جزئيّت و كثرت خارج و به سمت كلّيّت و وحدت به پيش مىرود ، و به هر مقدار كه حركت او در اين سير قوىتر و رشد او در وصول به معانى كلّيه كامل‌تر شود ، قواى متفكّره و عاقلهء او به مراتب فعليّت و اتقان نزديك‌تر شده ، موجب خروج او از عالم تخيّلات و توهّمات و اعتبارات مىگردد . و همچنان كه اين حقيقت در مثال متّصل او كه عالم ذهن و تصوّر است تحقّق مىيابد ، در مثال منفصل او ، و نيز در مراتب عالىتر و راقىتر چون ملكوت و بالاتر از آن تأثير مىگذارد ؛ بلكه به عبارتى واضح‌تر ، تحوّل و تبدّل ذهن او ناشى از تغيير و تحوّلات همان عالم مثال و ملكوت او خواهد بود . و از اينجا مىتوان متوجّه شد كه مرتبهء تكاملى و وجودى هر كس به كيفيّت تفكّر و تعقّل و تصوّرها و تصديق‌هاى درون ذهن و نفس او است ؛ زيرا مرتبهء ذهن و نفس به هيچ وجه از عالم مثال و ملكوتِ نفس جدا و مجزّى نمىباشد ؛ بلكه نفسِ همان ملكوت و مثال ، در ذهن و ضمير او نقش